مروری برتاریخچه ایمونولوژی

مبانی مولکولی تشخیص خودی از غیرخودی در سیستم ایمنی

اساس علم ایمنی‌شناسی را می‌توان به این ترتیب بیان نمود که «چگونه بدن، خودی را از غیر خودی می‌شناسد» و مابقی جزئیات تکنیکی است. مبدأ این فرآیند شناسائی به سطوح پائین‌تر حیات می‌رسد. به عنوان مثال رده‌های اسفنج که قرابت وراثتی دارند، اگر در کنار یکدیگر قرار داده شوند تمایل دارند در جهت همدیگر رشد کرده و بصورت یک توده بزرگ درهم آمیزند و برعکس رده‌های بدون قرابت وراثتی، سلولهایی را که به یکدیگر نزدیک می‌شوند تخریب و منطقه دافعه بین کلونی‌ها را باقی می‌گذراند.

این فرآیند‌های شناسایی شامل مولکول‌های سطحی است که قادرند به طور اختصاصی به مولکول‌های سطح مولکول‌های دیگر اتصال یابند.

اساس پاسخ‌های پیچیده سیستم ایمنی بدن به عوامل غیر خودی، توانایی مولکول پروتئینی است که بطور اختصاصی قادر است ساختمانهای خاصی را بر مولکول دیگر شناسایی و با آن پیوند یابد.

بطور کلی واژه ایمنی به تمام مکانیسم‌ها و یا فرآیندهایی اطلاق می‌گردد که جهت محافظت در مقابل عوامل محیطی بیگانه بدن از آن مکانیسم ها استفاده می‌کند. این عوامل طیف وسیعی را شامل می‌شوند. بعنوان مثال میکرو ارگانیسمها، فرآورده‌های غذایی، مواد شیمیایی، داروها، گرده‌های گیاهی، مو و پرز حیوانات همگی برای بدن بیگانه محسوب می‌شوند.

ایمنی می‌تواند ذاتی یا اکتسابی باشد. ایمنی ذاتی شامل فرآیندها و عناصری است که شخص با آنها به دنیا می‌آید و این عناصر همواره بدون آمادگی قبلی جهت محافظت فرد در مبارزه با تهاجم خارجی حضور دارند.

این عناصر بطور کلی شامل: سطوح بدن و اجزای داخل بدن می‌باشند. سطوح بدن مثل پوست و غشاهای مخاطی بدن و واکنش عطسه و سرفه که در برابر عوامل محیطی سد مؤثری ایجاد می‌کنند. عناصر داخلی متعددی نیز نمایانگر ایمنی ذاتی هستند. از جمله تب و یک سری مواد ترشح شده از گلبولهای سفید (لکوسیتها) مثل انترفرون و هم چنین یک سری از پروتئین‌های موجود در سرم مثل آلفا و بتا لیزین، آنزیم لیزوزیم و مواد متعدد دیگر که از حوصله این بحث خارج است.

بخش‌های این داستان

  1. بخش 1 — تاریخچه واکسیناسیون و کشف ادوارد جنر
  2. بخش 2 — نقش روش‌های نوین آزمایشگاهی در پیشرفت علم ایمونولوژی