پیشرفت روشهای کشت سلولی، روش شناسایی نوترکیبی DNA و بیوشیمی پروتئینها، ایمونولوژی را از یک علم توصیفی به علمی تبدیل نموده است که بر پایه آن میتوان پدیدههای گوناگون ایمنی را بصورت مرتبط با یکدیگر ارزیابی نمود و سپس بر اساس روندهای بیوشیمیایی و ساختاری بطور دقیق تفسیر نمود.
استفاده از روشهای ایمنیسنجی که امروز بدون تردید مبنای دقیقترین روشهای اندازهگیری کمی و بررسی کیفی در آزمایشگاههای علوم زیستی میباشد، علم ایمنیشناسی را یکی از بارزترین شاخههای علوم پایه قرار داده است که قلمرو بس وسیع دارد، بطوریکه بصورت بزرگراه اصلی تحقیقات درآمده است. با استفاده از آن متدها، شناخت بسیاری از نایافتههای بشر در عرصه بیولوژی، امکان پذیر گردیده است و در نهایت در عرصه تولید نیز راهکارهای جدید پیشگیری، تشخیص و درمان را در پیش روی پژوهشگران قرار داده است.
قبل از بیان و تشریح ایمونولوژی مدرن لازم است تاریخچه و نظر دانشمندان ایران و اسلام را در مورد ایمنیشناسی بدانیم:
محمدبن زکریای رازی را پدر طب تجربی میدانند. اولین کسی است که در مورد زکام یونجهای یا آلرژی بهاره رساله نوشته است.
رازی از چهرههای برجسته علمی و جهانی روزگار خویش بود که متأسفانه شخصیت کمنظیر این دانشمند اسلامی در درون ابرهای تعصبآمیز اروپائیان پنهان شده است. تنها دانشمندی که از رازی در کتاب خود به نیکی یاد میکند پرفسور ویلیام بال استاد ایمونولوژی انستیتو ملی آلرژی و بیماریهای عفونی آمریکاست. او در کتاب ارزشمند ایمونولوژی خود(چاپ چهارم) چنین مینویسد:
در قرن دهم میلادی اولین فردی که شرح کلینیکی روشنی از آبله بیان کرد پزشک عالم ایرانی، رازی بود، که برای اولین بار موفق شد بین آبله، سرخک و سایر بیماریهایی که بثورات جلدی داشتند، تشخیص افتراقی خوبی بیان کند.
کار بینظیر او در این است که اظهار داشت کسی که به بیماری آبله مبتلا شود یک ایمنی دائمی در برابر این بیماری خواهد داشت. بیان این مطلب نشان میدهد که رازی اولین کسی است که نظریه روشنی از ایمنی اکتسابی را بیان داشته است.